کمی دورتر از این روزها

باید که خاطره ات شده باشم. باید دور تصویرم را قاب گرفته باشی – فکر می کنم چوبی – و مرا در گوشه ی سمت راست کشو ات، آن ته، پشت و رو گذاشته باشی و فقط گاهی اتفاقی نگاهی به چشمانم بیندازی. اگر کمی دقت کنی می فهمی که نگاه من در آن عکس زمین تا آسمان فرق می کند با نگاه روزهای اولم. و البته این را بگویم که نگاه این روزهایم از آن روزهای اولی که حرفش را در جمله ی پیش زدم براق تر شده. از آمدن بهار و عوض شدن سال کهنه و لک برداشته خوشحالم و دوست دارم هوای شفاف این روز ها را بغل کنم.

Shadow

~ با shadowst در مارس 2, 2009.

پاسخ دهید